
به امام منتظر ، حضرت موعود ( عج ) :
تو آمده ای ... !
1
بی وصل تو ، زندگی به کامم خوش نیست
چون طفل یتیم ، روز و شامم خوش نیست
در بازیِ ناگزیرِ تقدیر ، ای عشق !
هر قرعه که می خورد به نامم ، خوش نیست
2
بی نور تو ، جانِ کهکشان روشن نیست
تکلیف زمین و آسمان ، روشن نیست
بی نور تو ، چلچراغ مهر و لبخند
در خانۀ عشق ، مهربان ! روشن نیست
3
باید که در عاشقی مصمم باشیم
تا لایق فهم اسم اعظم باشیم
وقتی تو ظهور می کنی ، وقتی که ...
بی پرده بگو عزیز : « آدم باشیم »
4
تو هستی و در میان ما می گردی
در کوچه و شهر و خانه ها می گردی
از ما اثری نیست، در این شب، ای خوب !
دنبال ظهور نور ما می گردی ...
5
یک قطعه ز آسمان ندارم ، افسوس !
از نور شما نشان ندارم ، افسوس !
اصرار نمی کنم بیایی ، زیرا
جز غصه ی آب و نان ندارم ، افسوس !
6
پیشانی خاک ، از ستم ، پُر چین ست
از بارش فتنه ، روح او چرکین ست
احوال زمین بد است ، می دانی تو
ای حضرت آسمان ! زمین غمگین ست
7
این عصر دغل ، که رو به پستی دارد
چون کهنه عرب ، هوای مستی دارد
در حسرت صبح صادق فردا نیست
پیداست خیال شب پرستی دارد !
8
احوال زمین بد است ، ما را دریاب
این خاک پر از دد است ، ما را دریاب
تقدیر زمین دوباره در دستانِ
اهریمن مُرتد است ، ما را دریاب
9
تقصیر تو چیست ، این که شب ظلمانی ست ؟
سیمای خجسته ی سحر پیدا نیست ؟
تو آمده ای و صحنه خالی از ماست
تو حاضری و غیبت ما طولانی ست !
10
گر منتظریم ، پس چرا ... ؟ شرمنده !
همواره نشسته ایم تا ... ؟ شرمنده !
در جمعه عزیز ! عاشقی تعطیل ست
یک روز دگر قرار ما ، شرمنده !
11
غرقیم در اختلاس ، می آیی تو ؟!
با این همه لیس و لاس ، می آیی تو ؟!
ابلیس و دوباره فصل خرما چینی ...
ای مرد خدا شناس ! می آیی تو ؟!
12
هر روز ز روز پیش ، وضعت بهتر
هستی تو جناب ِ « حاج آقا زرگر ! »
تو منتظر ظهور آقایی ... ؟! نه
تو منتظری « طلا » رود بالاتر !
13
ما منتظران رخوت و تردیدیم
در پیله ی تن ، به عافیت پیچیدیم
بی معرفتی از این عیان تر مولا ؟
گفتیم « بیا » و جمعه ها خوابیدیم
14
در آینه شکل ظلمت قابیلیم
چون تشنه ی خون حضرت هابیلیم
یک روز دگر ظهور کن آقا جان
چون جمعه عزیز ، کُلهم تعطیلیم !
15
وقتی که تمام کارمان خمیازه ست
در روی زمین ، شعارمان خمیازه ست
امید ظهور روشنی بیهوده ست
تا معنی انتظارمان خمیازه ست !
16
ای کاش که شاهد ظهورت باشم
چون آینه ، همرکاب نورت باشم
در جمعه موعود که می آیی تو
ای حضرت عشق ! در حضورت باشم
رضا اسماعیلی
برچسب: رباعی های جدید,رباعیهای جدید جلیل صفربیگی,رباعی های عاشقانه جدید,
نویسنده: یگانه فلاح